پسرک... عسل پسر
به نام خدا... خدا جونم شکرت که بردیا رو نصیب مامان و باباش کردی... آخه این پدر و مادر ی چقدرررررر حس شیرینیه... اصلا اگه شیرین نباشه پدر و مادر خسته میشن اساسی اما این عشق به گل پسر یه دوپینگ حسابیه.... بردیا جونم... خوابیدنات داستان شده... تازه ساعت ١ نیمه شب به بعد... استعداد های جنابعالی شکوفا میشه... اسباب بازی هایی که در طول روز باهاشون کاری نداری و بی تفاوت از کنارشون رد میشی... یکی یکی یادت می افته... ما رو هم به بازی میطلبی.... تاریک کردن خونه... و خاموش کردن لامپها... فایده ای نداره.... خودمونو به خواب میزنیم... اونم جواب نمیده... تازه از سر و کول ما بالا میری... این برنامه ادامه داره تا حدودای ساعت ...
نویسنده :
مامان نسرین
1:32








